من ماندم و حلقه طنابی در مشت

بارفتن تو به زندگی کردم پشت

بگذار فردا برسد  می شنوی

دیروز غروب عاشقی خود را کشت



موضوعات مرتبط: شعر

تاريخ : سه‌شنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٠ | ٤:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : محسن | نظرات ()
دیگر نه اشکم را خواهی دید
 و نه خورد شدنم را...
خدا...من...تو... حافظ....
                 خداحافظ!


موضوعات مرتبط: متن , عکس

تاريخ : یکشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٠ | ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : محسن | نظرات ()
می خواهم " ذره ذره " داشته باشمت
اما
 برای همیشه
همینقدر که سایه ات بر تنهایی ام باشد
 کافیست
"خورشید" نمی خواهم
 تو را پنهان می خواهم
 برای خودم
 تنها برای خودم



موضوعات مرتبط: متن

تاريخ : یکشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٠ | ٩:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : محسن | نظرات ()
دنـیای ِ غـریبـی است ...
بـه یکـی کـه دسـت می دهـی
مـی دانـی کـه
دیـر یـا زود
از دسـتش مـی دهی ! ...


موضوعات مرتبط: متن

تاريخ : جمعه ٢٥ شهریور ۱۳٩٠ | ٧:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : محسن | نظرات ()
نمیدانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر

فقط میدانم در آغوش منی ، بی آنکه باشی

و رفتی ، بی آنکه نباشی . . .


موضوعات مرتبط: متن

تاريخ : شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٠ | ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : محسن | نظرات ()

باران...

بزن باران...

بزن شاید تو خاموشم کنی ...افسوس



موضوعات مرتبط: متن , عکس

تاريخ : پنجشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٠ | ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : محسن | نظرات ()
دل آرام را بی تاب میکنی!
 دل بی تاب را آرام !
آخرش نگفتی:
 تو ، دردی یا درمان ؟



موضوعات مرتبط: متن

تاريخ : چهارشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٠ | ٥:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : محسن | نظرات ()
عشق در نگاهی آتشین اما ساده خود را نمایان می سازد 
و در خلوت جان می گیرد .
با لرزشی از وجود قلب را متوجه خود می سازد 
و ترسی را به همراه می آورد.
ترسی که مشتاقانه می خواهد با گریستن،
 پرده از رازها بر دارد
و احساس خود را اثبات کند .
با جاری شدن اشک ها جای هیچ گونه شک 
و تردیدی را نسبت به رویاهای خود باقی نگذارد ،
تا باور کند دگر تنها نیست ،
بلکه روح او به دنبال نیمه گم شده خود به هر سو سر گردان است .


موضوعات مرتبط: داستان

تاريخ : شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٠ | ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : محسن | نظرات ()



موضوعات مرتبط: عکس

تاريخ : جمعه ۱۱ شهریور ۱۳٩٠ | ٩:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : محسن | نظرات ()