من گل ها را دوست دارم، خانه من پر از گل است.

گلدان های بزرگی دارم که رنگ های نتد و مشخصی دارند و هر قطعه بوی مخصوص ومختلفی پخش می کند.

چشمان من رنگ و شکل گل ها را دوست دارند، مشام من از بوی لطیف این گل ها سیر نمی شوند، گل ها، روح مرا سر شار از شادی و نشاط می سازند.

وقتی گل ها به خانه من می رسند، کمی از فضاهای وسیعی را که در آنجا بوده اند با خود وارد می کنند.

در حالی که گل ها در جلو من و یا میهمانان من گذاشته شده، من غذا می خورم، وقتی کتاب می خوانم، بوی گل ها جملات و سخنان نویسندگان مطلوب مرا عطر آمیز می کنند.

من روی تلوزیون گل گذاشته ام، روی میزی که کنار تختخوابم است، گل گذاشته ام تا قبل از اینکه چشمانم را ببندم، آخرین چیزی باشد که ببینم و سحرگاه وقتی از خواب بر می خیزم، نخسیتن چیزی باشد که چشمم بر آن افتد.

من بوی دلاویز هر گلی را در خاطره ام ضبط می کنم تا وقتی از کوچه ای پر چمعیت و کثیف عبور می کنم، بی اختیار خویش، آن عطر را بخاطر می آورم و دماغ جان را معطر می سازم.

گل ها نقش مهمی در شادابی ذهن من دارند.

گل هایی که روی میز در خروجی منزل قرار گرفته اند به دوستان من خوشآمد می گویند.

من به شما نیز توصیه می کنم از چیزهایی که دوست دارید، جلب نیرو بکنید، تا آن چیزها شمارا هم به دنیای خود ببرند.

 



موضوعات مرتبط: متن

تاريخ : یکشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩٠ | ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : محسن | نظرات ()